محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

مقدمه 54

خلاصة الحكمة ( فارسى )

اين كتاب ، اوّلين كتابى است كه عقيلى از مجموعهء بزرگ جوامع الجامع نگاشته است . عقيلى در مقدمهء همين كتاب ، سبب تأليف آن را چنين مىنگارد : « اما بعد به عرض برادران ايمانى و روحانى مىرساند [ كه ] بندهء عاصىِ هيچِ كم از هيچ ، ابن السيّد السند الاستاذ المرحوم محمد هادى العقيلى العلوى الخراسانى ثم الشيرازى الشهير بحكيم محمد هادى خان محمد حسين - غفر الله ذنوبهما و ستر عيوبهما - كه مدتى مديد اشتياق اين [ را ] داشت تا كتابى در طب جمع و تأليف نمايد كه حاوى و شامل باشد اكثر اغراض و مطالب هر پنج فن آن را . و ليكن به سبب بىبضاعتى و فرومايگى و فقدان علم و عمل و عدم تحصيل تجربه و غيرها از موانع و عوائق از قوه به فعل نمىآمد و به عرصهء شهود ظهور نمىيافت و چند جزئى در فن موسوم در امراض رأس نوشته بود كه اتفاقاً اجزاء چند متفرّق از مسوّدات خال والد ماجد مغفور مبرور محمد هاشم المخاطب بحكيم معتمد الملوك سيّد علوى خان بن حكيم محمد هادى العلوى - قدس الله سرهما - به ترتيب حروف تهجى به دست آمد و از آن معلوم گرديد كه شروع به جمع و تأليف قرابادينى نموده بودند ، بدين نسق كه اولًا بعضى از ادويهء مفردهء مشهوره را ذكر نمايد و در ذيل هريك از آن‌ها مركباتى كه آن دوا اصل و عموداند ، در آن‌ها نيز به ترتيب حروف مندرج سازند و استطراداً بعضى مركبات را بدون ذكر مفردات نيز ايراد نمايند و به اتمام نرسيده بود . جناب مستغنى الألقاب حضرت ارشاد مآبى پير و مرشد حقيقى سمى حبيب الله و وليه مد الله ظلال افاضاته و افاداته كه حسب و نسب صورى و معنوى آن جناب به حضرت سرور انبيا و سند اصفيا و حضرت سيّد اوليا و پيشواى اتقيا بالولاية الحسينية - صلوات الله عليهم - مىرسد ، امر نمودند كه به همين نسق اين را جمع كن و به اتمام رسان ، حيف است كه منتشر و ضايع گردد . شايد به كار بنده‌اى از بندگان خداى تعالى آيد